ســــجــــــنــــــــ

ســــجــــــنــــــــ

فرج وقتی می رسد که دل از همه ببریم و فقط حضرت باران را بخواهیم...
#تشنگی

کلمات کلیدی
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۱۵۲ مطلب توسط «پسر انسان» ثبت شده است

هدایت خدا هم مثل خلقتش کامل و لیس کمثله شی است.

همه در معرض ابزار و واسطه های هدایت قرار می گیریم،

اینکه برویم  زیر باران هدایت و خیس لطف و هدایت خدا شویم

به خودمان بستگی دارد.

"به خواستن خودمان!"

بخواهیم "یعنی گدایی کنیم!!"خودشان امتحان را حل می کنند با چاشنی همت ما!

و وای به روزی که گیج بزنیم، شاگرد تنبل کلاس شویم و ببازیم!

من به شخصه هر چه دارم از نگاه حضرت مادر علیها السلام است،
هدایتم
زندگی ام
نفس کشیدنم

پ.ن:

خدایا ادب برخورد با اهل بیت را نصیبمان کن.

عرفا می گویند ادب!

ادب برخورد با اهل بیت علیهم السلام...

  • پسر انسان

گاهی حالت در عین مرتب بودن همه چیز

در عین رو به راه بودن همه چیز، غصه دار و دل تنگ می شود.

حتی اگر مثل من خوشبخت ترین شوهر دنیا باشی!

قدیم تر خیلی وقت پیش تر از این

شاید در این حالات روحی آهنگ و فیلم پناهگاه من می شد!

اما مدت هاست بعد از هدایت شدن رویه این گونه شده است که

خودم را آهنگ ممنوع کرده ام تا به مارک دار ترین آرامش دنیا برسم!

این تغییرات روحی و حالی شاید که نه قطعا بهانه ای است برای عاشقی!

برای رسیدن به اصل ترین آرامش عالم!

که بگویند تو که نمک سفره ات هم محتاج نگاه ماست

پس چرا در خانه آل الله کمتر پیدایت می شود؟

:)

.

.

دلم مشهد می خواهد

قبول دارید وطن ما ایرانی ها مشهد است ؟

  • پسر انسان

الدنیا سجن المومن و جنة الکافر؟

سبک زندگی ها، دلبستگی ها، انبوه برنامه های بلللللند مدت،

میگویند دلبسته شده ایم! گویی بهشت همینجاست!

نعوذبالله کافر که نشده ایم؟!

پاساژ ها، خیابان ها ی پر و رفت آمد و سبک زندگی مستانه!!

گویی قرار است الی الابد بمانیم و بسازیم

انگار نه انگار که قرار است ببینیم و بگذریم!

حالمان خراب است و نمی فهمیم!

سوال من این است آیا تهران جای زندگی است؟

اگر نیست چرا ما خسته نمی شویم از این همه سیاهی؟

چرا ما تهرانی ها دلتنگ خدا نمی شویم ؟
.
.

انگار نه انگار که صاحب داریم...
.
#درد_و_دل

  • پسر انسان


همه با کاسه شیر آمده بودند امشب


غیر عباس که با کاسه آب آمده بود..

.

.

و از امروز زینب می ماند و یتیمی...

فعلا برادر دارد زینب

غم ندارد....

  • پسر انسان


صبحانه های مدارس کشور های مختلف دنیا!

حالا مقایسه کنید با صبحانه های بوفه ی مدارس خودمون!
یه بوفه داشتیم که یه بستنی یخی داشت دو برابر قیمت بازار

یه دونه هم ساندویچ کالباس دماغ مرغ با دو تا پره خیارشور و گوچه

که از بس نازک بود اونورش معلوم!
با قیمت پیتزا مخصوص ای تی اف!!
تازه اگه بهت می رسید!چون بیست تا چشم بهت از وقتی شکمت قارقور می کرد دوخته میشد تا دم بوفه که به محض اینکه خریدی چریکی بریزند سرت و قاپ بزنند و کر کر بخندند!
که اگه آمادگی نداشتی در بهترین حالت فقط یه دونه پره ی خیار شورت بهت میرسید که ممکن بود هوشنگ لاش خور اونم از پشت بقاپه ازت!
اگه هم پولیتیک لازم رو میزدی و پشت سرویس بهداشتی مینشستی و سریع میخوردی تا کسی نرسیده،
از بس این وعده صبحانه ای آلوده بود راهی بیمارستان میشدی!
البته تو بوفه های مدارس ما چیپس و پفک سرو نمیشد چون بهداشت اکیدا ممنوع کرده بود تنقلات غیر بهداشتی رو!
با این وجود از دل همین مدارس ما با ساندویچ کالباس ها پرفسور سمیعی بوجود آمد و مدارس اونا ته تهش مستر بین

  • پسر انسان

خبر شهادت استاد مهدی طهماسبی که رسید
دلم شکست...
شهادت مسیر دارد
باید مسیر طی شود!
طی کردند
رسیدند!
آدم های اطراف مان که شهید می شوند
تازه به راه
به مقام شهادت،
ایمان می آوریم!
و معنای مسیر را، لیاقت را می فهمیم...

به قول عرفا ما ابد در پیش داریم

فرق است که با بیست فارغ التحصیل شویم یا با ده !

مرگ ترس دارد !

اللهم ارزقنا توفیق شهادت !

  • پسر انسان

در طول زندگی بی حد و اندازه خداوند فرصت می دهد
و دقیقا به انداره تمام فرصت ها،
ما بی حد و اندازه فرصت سوز هستیم!
و این چرخه شاید تا مرگ ادامه پیدا کند...

هارب منک الیک...
.
.
#فرصت
#مهمانی_خدا
#مرگ

  • پسر انسان

همه ی  اتفاق های دنیا

تکرار هر روزه ی واژه های :

شهادت، جانباز، جنگ، توپ، موشک، سوریه ...

فقط و فقط به خاطر امام است !!

امام آرامش کوچه و بازار دنیا را برهم زد !

او آمد بگوید :

دنیا صاحب دارد...

آمد بگوید :

و لله ملک السماوات و الارض...

  • پسر انسان

سقوط یک انسان درست از لحظه ای آغاز می شود که دغدغه ای نداشته باشد!

حقیقت این است که ما با دغدغه های مان بزرگ می شویم و سنجیده میشویم!

دغدغه درست مثل تشنه شدن و دنبال آب گشتن است !

(مثل حال و روز سه شنبه ی من!

دم دانشگاه حاچ خانوم تشنه شدن همانا بلد راه نبودن همانا

و دانشگاه امام صادقی که سوپر مارکت ها ترس دارند از احداث شعبه در شعاع دو کیلومتری همانا !

و دغدغه ی رفع عطش که من را مجبور کرد تشنگی را تا فرسخ ها دورتر با خود ببرم بروم بدنبال آب معدنی!)

می ترسم از روزی که بی دغدغه شوم...

گناه ببینم و ککم هم نگزد...

  • پسر انسان

مدام به درون پنل مدیریت اینجا و بلاگفا می آیم

اما دست و دلم به نوشتن نمی رود

در حالیکه زمانی دوست داشتن نوشتن جزو برنامه هایم بود!

علت اصلی اش جو سرد و سوت و کور وبلاگ نویسی،

و این اینستاگرام است!

و امان از بی وقتی!

شاید هوای نوشتن صاف شد و دیگر رگباری نزد !

اما هر چه هست چقدر وبلاگ نویسی بی مثل است!

.

پی نگار:

باز آمدیم !

السلام!

  • پسر انسان