سرمون تو کار خودمون باشه بهتره
وقتی کلیپ رفتارها و حجاب بلاگر های مذهبی و یا خانم های کم توجه ایرانی تو مشایه رو می دیدم ناراحت میشدم
تا این که چند روز پیش با رفیقی که هر سال این ایام جهت نوکری مشرف میشه سامرا،
تو اینستا حال و احوالی کردم و صحبت رسید به همین قضیه
تلنگر خوبی زد، گفت:
برادر من! اون خانوم الکی نیومده کربلا، دعوتی امام حسین علیه السلام هست
به من و تو چه کی زائره کی عابر؟ متر مگه دست من و توئه؟
بناست که آدم ها از باب امام حسین علیه السلام به امام زمان علیه السلام دعوت بشن!
راست گفت! من سگ کی باشم برای عاقبت بخیری دیگران گمانه زنی کنم؟
وقتی کشتی حسین علیه السلام اوسع و اسرع هست و ملاک عاقبت بخیری است
و از کرامتش خیلی ها رو جا داده از جمله سگ روسیاهی مثل من رو، غلط میکنم خط کش دست میگیرم
بله درستش اینه که با رعایت بری، عزادار بری!
جناب مفضل رحمت الله علیه از حضرت امام صادق علیه السلام نقل کردند:
به خدا قسم یکى از شما وقتى به زیارت قبر پدرش مى رود غمگین و اندوهناک مى رود
ولى به زیارت قبر مطهّر آن حضرت( امام حسین علیه السلام) مى روید در حالى که با خود سفرهها مى برید.
نه، این طور نباید به زیارت آن جناب بروید بلکه زیارتش کنید با حالى ژولیده و گرفته و خاک آلود .
کامل الزیارات صفحه ۲۵۰
اما آیا فرموده اند بلاگر و بدحجاب و گناهکار و فلان نیاید؟
اصلا میریم که آدم بشیم دیگه پاک بشیم در کهف حصین سیدالشهدا علیه السلام :)
این روایت عجیبه!
سید حِمیَری کوزه ای از شراب همراهش بود و به سمت مدینه می رفت که یهو با امام صادق علیه السلام روبرو میشه!
حضرت از سید پرسیدند: حِمیَری در کوزه چه داری؟
حِمیَری گفت: یا ابن رسول الله شیر در کوزه به همراه دارم!
امام صادق علیه السلام فرمود: مقداری از آن شیر را در کف دست من بریز!
پس [کوزه رو خم کرد و با تعجب دید] مقداری شیر از کوزه به کف دستان مبارک حضرت ریخته شد!
در این هنگام حضرت از او سؤال کرد: امام زمانت کیست؟
حِمیَری گفت: امام زمان من کسی است که شراب را تبدیل به شیر می کند!
در احوالات سید آورده اند که از گناه خود (شرب خمر) قبل از وفات توبه کرد و امام صادق علیه السلام بارها برای او دعا کردند!
حساب و کتاب اهل بیت علیهم السلام اینجوریه!
میگن در هیچ حالتی از ما روی گردان نباشید!
آیا به همه چنین توفیقی داده شده؟
قطعا نه!
شب اربعین همسایه ما از سر لجاجت صدای آهنگ رو تا انتها برده بود بالا!
اون دختر بدحجاب، اون بلاگر ادایی هم می تونست به جای رنج سفر و پیاده روی
بره تو یه کافه دنج بشینه کیف و حالش رو بکنه!
به قول یه بزرگی از گناه آدم ها برائت بجویید اما کسی رو بابت گناهش شماتت نکنید
تنها تفاوت اون آدم با شما در گناهی است که مرتکب می شوید!
پ.ن1:
عاشق این روایت هستم، هر وقت حالم بد میشه، یکی از چیزهایی که می خونم این روایت شریف هست:
ابوبکر حضرمی گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که میفرمود:
هر کس میخواهد بداند که اهل بهشت است [یا نه] محبت ما [اهل بیت] را بر قلبش عرضه کند،
اگر آن را پذیرفت پس او مؤمن است.
و هر کس محبّ و دوستدارِ ماست باید مشتاقِ زیارت حسین –علیه السلام- باشد.
پس هر کس بسیار زائرِ حسین علیه السلام باشد او را به دوستی و محبت به ما اهل بیت میشناسیم و از اهل بهشت خواهد بود.
و هر کس بسیار زیارت کنندهی ایشان نباشد ایمانش ناقص باشد.
کامل الزیارات، ص193بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج98، ص4
این روایت رو که بخونی می فهمی معنی منحصر به فرد بودن اهل بیت علیهم السلام
بی مثل بودن واقعه کربلا
یعنی چی :)
با روایات زندگی کنیم :)
پ.ن2:
این پست در تضاد با پست قبلی بود؟
تضاد خاصی ندیدم، احساس میکنم که تحیر در واکنش دادن میبینم. اما دین همین حب و بغضها است، همین تولّی و تبرّیهای از طاغوت و محدودههای خارج از ولایت الله که گناه هم شاملشه. منظورت از اون رفتارها و حجاب رو، دیدن گناهی یا حتی مکروهی برداشت کردم.
بد نیست که گناه میبینیم، از گناهکار هم یه ناراحتی در ما به وجود بیاد. گناه خودمون هم میبینیم از خودمون بدمون بیاد. اصلا اگر اینو خوش ببینیم باید به ایمانمون شک کنیم.
اما در ابراز، لااقل بین جامعهای که از شیعه زیارت اربعین میره و یک جامعه شیعه و مومن هست، باید با رحمت رفتار کنیم نه برخوردهایی مثل شماتت که نهی شدیم. خودی هستن و امر به رحمت شدیم در قرآن: رحماء بینهم. از همین ایمانشون حب ما به جوشش بیاد و بی تفاوت عبور نکنیم. از ارشاد جاهلها و نهی از منکر مطلّعها شروع کنیم، با علاقه و دلسوزی. اگر دیدیم خیلی از بودن در این محدوده شیطانی خوشحالن، اون وقت مراحل بالاتر اعلام بیزاری از این وضعیتشون بکنیم. بعد برخورد فیزیکی رو از نایبان عام امام زمان استعلام کنیم، سرخود درگیر نشیم و احیانا وقتی اجازه بیشتر از اون رو ندادن، تحمل کنیم. اما تایید و جا انداختن این که باید صفا و حب نسبت به اینها داشته باشیم؟ فکر نکنم. مثل خاری در گلو باید باشه.
هرچند این گناهها که چیزی نیست، عمارها و ابوذرها در دوره بدعت خلافت و ولایت طاغوتها، سختتر و بزرگتر از این بغضها و بیزاریها رو بخاطر امر مولا به درگیر نشدن تحمل کردن.
دمتون گرم.