بین این همه بدبختی مملکتی، تورم، عقب افتادگی همه جانبه، فتنه گری و مقابلش خفقان
مطالبات حق اولیه و ابتدایی که به حاشیه رفتند!!
از طرفی چشم های پلیدی که دنبال فرصت هستند تا مملکت رو تیکه تیکه کنند
دواعشی که اعتراض رو بهانه کردن تا عقده هاشون رو سر قشر مذهبی خالی کنند
سر می برند، نارنجک تو کلاه کاسکت میندازن و ابدا مطالبه اقتصادی ندارن
این وسط مسطا ساده لوحانی که فکر کردن اگر از جمهوری اسلامی به استعمارگر پناه ببرن
گشایش و سعادت روزیشون میشه که ترامپی میاد و ایران رو بهشت قوم آریایی میکنه :)))
که زهی خیال باطل! چون تاریخ نخواندند و نمی دانند که اگر استعمارگر چه شرقی چه غربی
جایی پا بگذارد جز ویرانی و غارت و ذلت چیز دیگری روزی مردمان آن سرزمین نکند!
حالا با دوستان بحث چی کردیم؟
مزایا و معایب ازدواج تشکیلاتی :)))
کانه در این مملکت زیست نمی کنیم :)))
که کاشف به عمل آمد فلان دختری که تهرانی نبود با یه تهرانی ازدواج کرد
عاشق شد؟ دنبال معنای زندگی بود؟ نه ! ازدواج کرد تا در تشکیلات تهرانی ها بماند!
و من که گفتم: کل این تشکیلات فانتزی حزب اللهی چند می ارزد که به خاطرش ازدواج هم بکنی؟!
فانتزی های کف گونه ای که بعد از ازدواج حل می شوند و به فراموشی سپرده خواهند شد!
انتخاب هایی از جنس جوگیری که ربطی به ماهیت و نیت اصلی ازوداج ندارند!
خلاصه عجب اوضاعی شده!